وقتی مامانم برای ناهار کم جوش درست میکنه

*

*

وقتی از صندوق تعطیل میشم و ساعت 2/5 ظهر میام خونمون ( خونه بابام ) و مامانم برای ناهار ، کم جوش ( قروتی ) درست کرده و سه نفری میشینیم پای سفره و نون ریز میکنیم و با کیف میخوریم . البته جای نسرین خانوم خالی که در بیمارستان شیفت بوده .




منبع این نوشته : منبع
برای ناهار

نمایی از حیاط و لباس شستن مادر

خدا خیرش بده مادرم رو بیشتر وقت ها همنجوری لباس زیاد میشوره . وقتی میخاد لباس بشوره بهم میگه : اگه لباس کثیف داری بده تا بشورم . مادرم شش تا بچه بزرگ کرده و عروس و داماد کرده از از همون قدیم ها که بچه بودیم همینجوری در گرما و سرما لباس میشسته . تازه الان که چند ساله ماشین لباسشویی خریدن و از اون استفاده میکنه . اون سالهای قبل تر که اصلاً ماشین لباسشویی نداشتیم و مادرم تمام لباس و ... رو توی لگن میریخت و می شست . یادم هست که همیشه مادرم بعد از لباس شستن میگفت : کمرم دود کرد و ما می خندیدیم و میگفتیم که دود نمیکنه . حالا خودمون بزرگ که شدیم و وقتی کار میکنیم و خسته میشیم و کمرمون درد میگیره تازه می فهمیم وقتی مادرم میگفت : کمرم دود کرد یعنی چه .
این هم عکسی از نمای داخل حیاط خونمون ( روی بهار خواب ) وقتی که مادرم لباس ها رو روی بند ( ریجه ) پهن کرده




منبع این نوشته : منبع
لباس ,مادرم ,کرده ,میگفت کمرم ,لباس شستن ,ماشین لباسشویی

وقتی میرم صندوق و جلسه داریم

هر دو سه ماهی یک بار پیش میاد که برای کارمندان صندوق جلسه میزارن و میگن که مثلاً فلان روز بعدازظهر ساعت چند جلسه . کارمندان صندوق هم هفت نفر هستیم به اضافه مدیرعامل که میشیم هشت نفر . ( من به همراه احمد . رضا . جواد . عباس . محمود . عباسعلی . مدیر عامل هم علی آقا ) . جلسه ها معمولاً دو ساعتی طول میکشه و بعضی موقع ها هم کمتر . در جلسه چایی میخوریم و در آخر هم عباسعلی برامون میوه میاره .




منبع این نوشته : منبع
جلسه ,صندوق ,کارمندان صندوق

من و موتور و هوای سرد

از زمان عقد من و نسرین خانوم دو سال و سه داره میگذره و من هنوز ماشین نخریدم . البته هر چی پول نزدیک به یک سال هست که زمین خریدم و شروع کردم بنایی کردن و خانه درست کردن . البته کار ساخت خانه رو سپردم دست حسین آقا ( دامادمون ) چون خودم که صندوق هستم و نمیرسم به این کارها . خلاصه تا الان که رسیدیم به خاک گچ حدود 90 میلیون تومان خرج کردم البته با پول زمینش که خریدم شده 90 میلیون تومن . خلاصه الان دو سه ماهی هست که به حسین آقا گفتم در مرحله خاک گچ بنایی رو تعطیل کنه چون واقعاً پول ندارم و باید پول جمع کنم دوباره شروع کنم البته باید وام هم بگیرم از خود صندوق . هر چند که وام ازدواج که سه ماه پیش گرفتم خیلی خوب بود و مبلغش ده میلیون تومان بود ولی حیف که نسرین خانوم وامش رو به من نداد و منم نپرسیدم چکار کرده وام ده میلیونی رو . البته حقوقشو که از بیمارستان میگیره هنوز حتی یک ریالی ازش نگرفتم و اونم به من نداده .
به هر حال هر چی نسرین خانوم به من میگه ماشین بخر که هوا خیلی سرده ولی منم خیلی دوست دارم ماشین بخرم ولی واقعاً فعلاً پول خرید ماشین رو ندارم و سعی میکنم ابتدا خانه درست کنم بعد کم کم پول جمع کنم ماشین بخرم .
هنوز که مجبورم با موتور رفت و آمد کنم و هوای سرد و سوزناک رو تحمل میکنم . می دانم که روزی انشاالله ماشین هم میخرم . آیه قرآن هست که میگه : ( فانَّ مَعَ العُسرِ یَسرا ) یعنی بعد از هر سختی آسانی هست ...
صبح ها که موتورم پنج دقیقه باید هندل بزنی تا روشن بشه چون هوا خیلی سرد میشه . تازه وقتی روشنش میکنم هوای صبح آنقدر سرد و سوزناک هست که خودم وقتی دارم نسرین خانوم رو به بیمارستان می رسونم بهش رحمم میاد چون خلی سرما میخوره و منم که مرد هستم و روی موتور از سرما می لرزم و تحمل میکنم . شب ها هم که توی شهر دور میزنیم واقعاً سرده . همیشه نسرین خانوم بهم میگه ماشین بخرین خب تا راحت باشیم منم میگم چشم باشه بعد از عروسی . نسرین خانوم هم میگه تا ماشین نداشته باشیم از عروسی خبری نیست منم میگم خب عروسی نباشه منم عجله ندارم برای عروسی .
ای خدا کی میشه ماشین بخرم و ماشین سواری رو یاد بگیرم . هر چند گواهینامه رو شش سال پیش گرفتم ولی هنوز ماشین سوار نشدم و تمرین نکردم و بلد نیستم .



منبع این نوشته : منبع
ماشین ,نسرین ,خانوم ,البته ,خیلی ,میگه ,نسرین خانوم ,ماشین بخرم ,تحمل میکنم ,میگه ماشین ,میلیون تومان

عکسی از محل کار ( وقتی پول میرسه )

وقتی عباس آقا که مدیر داخلی هست و با عباسعلی میره از بانک ها برای سه تا باجه ( من و احمد و جواد ) پول میاره و خیلی خوشحال میشیم و به قول بچه ها چشممون روشن میشه . پول که میارن بین ما سه نفر که باجه هستیم تقسیم میشه و بیشتر وقت ها دوهزارتومانی هاشو میدن به من ...

به من میگن تو پول ها رو توی گاو صندوقت قایم میکنی و مثل پیرزن ها هستی پولها رو جمع میکنی و میگن که تو دلت نمیاد پول ها رو به مشتری بدی و میگی که برین چک بگیرین .







منبع این نوشته : منبع

سماورزغالی ، کرسی و سفره شب یلدا

این عکس سفره شب یلدای سال 1396 هست ( خونه بابام )

این سومین شب یلدای من و نسرین خانوم هست که در عقد هستیم هنوز . شب یلدای امسال همه برادر و خواهرها و داماد و عروس ها خونه بابا جمع بودیم فقط جای نسرین خانوم خالی بود که امشب در صندوق بیمارستان شیفت بود .




منبع این نوشته : منبع
یلدای ,نسرین خانوم

مجموعه عکسهایی از سفر کیش

اوایل اسفندماه سال 1395 بود که قرار بود از مشهد و با هواپیما به همراه نسرین خانم به سفر کیش برم . آقای یوسفی که خودش تور گردشگری داره من رو ثبت نام کرد که از مشهد برم . برای من بلیت رفت و برگشت هواپیما و همچنین رستوران رو رزرو کرد . بلیت رفت و برگشت هواپیما 800 هزار تومان و هزینه 4 شب و 5 روز اقامت در هتل 800 هزار تومان و مجموعاً یک میلیون و ششصد فقط بلیت و هتل هزینه کردم . حدود دو میلیون تومان هم در کیش هزینه کرده بودم .

***************************************************************
من و نسرین خانوم به فرودگاه مشهد رفتیم و برای اولین بار بود که قرار بود سوار هواپیما بشیم و برام هیجان انگیز بود ...


************************************************************
من در صندلی کنار پنجره نشستم و نسرین خانم در کنارم . البته نسرین خانوم گفت من کنار پنجره باشم ولی من گفتم چون میخام ز بیرون عکس و فیلم بگیرم کنار پنجره میشینم .


*********************************************************************************
از مشهد تا کیش با هواپیما دو ساعته رسیدیم . خیلی خوب بود و تجربه جدیدی بود برام در زندگی این هواپیما سواری .


************************************************************************
سرویس هتل مون اومد دنبالمون و مسافرین هتل رو سوار کرد و به هتل رفتیم . اتاق دو تخته گرفتیم ولی وقتی اتاق رو به ما تحویل دادن چهار تخته بود و این رو به مهماندار هتل گفتیم که گفت اشکال نداره . خلاصه هتل خوبی بود و اتاق های شیک و تمیزی داشت .

*


***************************************************************************
همون شب اول که رسیدیم کیش رفتیم رستوران ( منو باز ) همراه با کنسرت . همه چیزها میتونستی داخل رستوران بخوری . ما بیشتر جوجه خوردیم آن هم خالی خیلی خوشمزه بود . کنسرت هم در حین شام خوردن اجرا شد که لذت بخش بود ...


******************************************************************************
برج های دوقولوی کیش که در کنار ساحل قرار داشتند و خوشکل بودن .


****************************************************************************
در یک رستوران خیلی کلاس بالا و البته سنتی یک ناهار خیلی توپ زدیم ...

*


***************************************************************************
من و نسرین خانم به مدت 4 شب و 5 روز در کیش بودیم و صبح و شب سعی می کردیم نهایت استفاده رو ببریم .
این هم وقتی در طول روز به بازار می رفتیم .

*

*

*


*********************************************************
نفری 75 هزارتومان بلیت گرفته بودیم برای سرزمین دلفین ها .
سرزمین دلفین ها چندین بخش برای دیدن داشت . قسمت باغ پرندگان ، شعبده بازی ، آکواریوم شیشه ای ، استخر دلفین ها .
این هم یکی از عکسهایی که در سرزمین دلفین ها و در قسمت پرندگان گرفتیم

*
این هم عکس از استخری که دلفین ها داخل آن بودن .

*
این هم قسمت سالن شعبده بازی اش ...


****************************************************************
هتل رو به همراه فقط صبحانه گرفتم و ناهار و شام رو بیرون میخوردیم ...
صبحانه هتل از ساعت 6/5 تا 8/5 بود و مجبور بودیم در این ساعت اولیه صبح از خواب بیدار بشیم و بریم صبحانه بخوریم .

*


**************************************************************************
عکسهایی از ناهار خوردن در بیرون از هتل ...

*

*


*****************************************************************************
روز آخری که قرار بود ساعت 5 بریم فرودگاه و با هواپیما برگردیم مشهد ... بعد از ناهار در این روز آخر وسایل رو آماده کردیم و کلید اتاق رو تحویل دادیم و نیم ساعتی با موتور شارژی که کرایه کردم رفتیم کنار ساحل و دور زدیم ...


***************************************************************************
این سفر پنج روزه کیش خیلی خیلی خوش گذشت . من از صندوق مرخصی گرفته بودم و نسرین خانوم از بیمارستان .
عکسهایی خیلی بیشتر از کیش دارم که دیگه وقت ندارم همشون رو بزارم .
عکس از روزی که رفتیم گشت دور جزیره ( شهر کاریز ، کشتی یونانی ، اولین و قدیمی ترین خانه کیش ، درخت آرزوها ، و ... ) . شبی که رفتیم با کشتی توی دریا دور زدیم و داخل کشتی به ما شام دادن و همچنین داخل کشتی برنامه کنسرت اجرا کردن ساعتای 11 شب تا 1 نیمه شب طول کشید . روزی که با قایق موتوری توی دریا دور زدیم . بازارها و پاساژهایی که میرفتیم و برای خودمون خرید میکردیم . خلاصه خیلی خیلی خوب بود خیلی خوش گذشت و اصلاً این پنج روز از عمرم حساب نشد و نمی دونم چطوری مثل برق گذشت .
انشالله بازم بتونم بازم یه بار دیگه برم جزیره کیش .
این هم یکی از خاطرات خیلی خوب و خوشِ دوران عقدی مون .





منبع این نوشته : منبع
خیلی ,هواپیما ,رفتیم ,نسرین ,مشهد ,دلفین ,نسرین خانم ,سرزمین دلفین ,نسرین خانوم ,کنار پنجره ,خیلی خیلی